close
تبلیغات در اینترنت
مجموعه سخنان زیبا -1

جستجو گر پیشرفته سایت






اکنون تو با مرگ رفته ای

 و من. ايتجا. تنها به اين اميد دم می زنم

 که با هر ((نفس)).((گامی)) به تو نزديکتر مي شوم .....

آری اين زندگی من است 

............................

مرگ هر لحظه در کمين است .

توطئه ها در ميانم گرفته اند.

من با مرگ زندگی کرده ام.

با توطئه خو کرده ام .

اما اکنون و اينچنين.نمی خواهم بميرم.

هنوز خيلی کار دارم.

چشمهايی که از زندگی عزيزترند . انتظار مرا می کشند

...............................................................................

شاید که خطا کرده باشیم

اما خیانت نکردیم

و شاید که سست رفته باشیم

 اما لحظه ای درنگ نکردیم

قدمی به بیراهه نگذاشتیم

 گامی برنگشتیم

...................................................

نوشتن برای فراموش کردن است نه برای به یاد آوردن

..............................................

خدايا به کسانی که دوست ميداری بياموز

که عشق از زندگی برتر است

 
و به آنان که دوست تر ميداری بياموز

 که دوست داشتن از عشق برتر است

.....................................................

آری. باشی و زندگی کنی ...

که دوست داشتن از عشق برتر است

و من هرگز خود را تا سطح بلندترين قلّه عشقهای بلند.پايين نخواهم آورد .

(کوير)

.............................................

چه بسيار دلهايی که می پرستند و نيکی می ورزند .

 و پرستش و تقوی و نيکی نيز در آنها زشت و آلوده و پليد است .

و چه دلها که عشق می ورزند و گناه می کنند .

و خطا و هوس و گناه نيز در آنها زيبا و پاک و زلال است

.............................................

زندگی چيست ؟

 نان . آزادی . فرهنگ . ايمان و دوست داشتن

...........................................

در برابر همه سلطه های زمينی و آسمانی
سايه و مايه و آيه
تيغ و طلا و تسبيح
زور و زر و تزوير
استبداد و استثمار و استعمار و.....
بدانيد که از اکنون تا لحظه مرگ يا قتل
همچون بلال که در زير شکنجه فقط يک کلمه را تکرار مي کرد
احد ! احد ! احد !
با هر شکنجه ای فقط يک کلمه را تکرار خواهم کرد .
ارشاد ! ارشاد ! ارشاد

.........................................

و آن گاه خود را کلمه ای می یابی که معنایت منم

 

و مرا صدفی که مرواریدم تویی

و خود را اندامی که روحت منم

و مرا سینه ای که دلم تویی

و خود را معبدی که راهبش منم

و مرا قلبی که عشقش تویی

و خود را شبی که مهتابش منم

و مرا قندی که شیرینی اش تویی

و خود را طفلی که پدرش منم

و مرا شمعی که پروانه اش تویی

و خود را انتظاری که موعدش منم

و مرا التهابی که آغوشش تویی

و خود را هراسی که پناهش منم

و مرا تنهایی که انیسش تویی

و ناگهان

سرت را تکان می دهی و می گویی:

نه، هيچ كدام.

هيچ كدام اينها نيست، چيز ديگري است.

يك حادثه ديگري و خلقت ديگري

و داستان ديگري است

و خدا آن را تازه آفريده است

.............................................

مرا کسی نساخت.خدا ساخت

 

نه آنچنان که "کسی می خواست"

که من کسی نداشتم

کسم خدا بود.کس بی کسان

او بود که مرا ساخت آن چنان که خودش خواست.

نه از من پرسید و نه از آن "من دیگر"م .

من یک گل بی صاحب بودم

مرا از روح خود در آن دمید

و بر روی خاک و در زیر آفتاب

تنها رهایم کرد

"مرا به خود واگذاشت

..........................................

حلاج شهرم

 

کسی نمی داند که زبانم چیست؟

که دردم چیست؟

که عشقم چیست؟

که دینم چیست؟

که زندگیم چیست؟

که جنونم چیست؟

که فغانم چیست؟

که سکوتم چیست؟

ای دنیای ناشناخته ای که به تازگی به تو رسیده ام.

تو را پیش از این ندیده ام

پیش از این.دور از تو در اقلیم دیگری می زیسته ام

...............................................

وقتی که دیگر نبود

 

من به بودنش نیازمند شدم.

وقتی که دیگر رفت

من به انتظار آمدنش نشستم.

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم.

وقتی او تمام کرد

من شروع کردم.

وقتی او تمام شد

من آغاز شدم.

و چه سخت است.

تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است.

مثل تنها مردن است

 

..........................................

 

آیا در این دنیا کسی هست بفهمد

 

که در این لحظه چه می کشم؟ چه حالی دارم؟

چقدر زنده نبودن خوب است.خوب.

خوب.خوب.خوب.خوب.خوب.خوب.خوب.

چه شب خوبی است امشب!

همه ی دنیا به خواب رفته است و من

تنها بیدار مانده ام

نمی دانم چه کاری دارم .....

 

.....................................

ای خداوند!
به علمای ما مسؤولیت
و به عوام ما علم

 

و به دینداران ما دین
و به مؤمنان ما روشنایی
و به روشنفكران ما ایمان
و به متعصبین ما فهم
و به فهمیدگان ما تعصب

و به زنان ما شعور
و به مردان ما شرف
و به پیران ما آگاهی

و به جوانان ما اصالت   و به اساتید ما عقیده

 و به دانشجویان ما نیز عقیده  و به خفتگان ما بیداری

و به بیداران ما اراده و به نشستگان ما قیام

 و به خاموشان ما فریاد و به نویسندگان ما تعهد

و به هنرمندان ما درد  و به شاعران ما شعور

 و به محققان ما هدف  و به مبلغان ما حقیقت

 و به حسودان ما شكاف و به خودبینان ما انصاف
و به فحاشان ما ادب  و به فرقه‌های ما وحدت

 و به مردم ما خودآگاهی

و به همه‌ی ملت ما، همت تصمیم و استعداد فداكاری و شایستگی نجات و عزت ببخش

 

...................................

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

 

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی دم گرم خویش را در گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند هر دم سکوت مرگبارم را .......

 

.........................................

خداوندا

 اگر روزي بشر گردي

 ز حال ما خبر گردي

 

 پشيمان مي شوي از قصه خلقت

 از اين بودن از اين بدعت

 

 خداوندا

نمي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا

چه دشوار است

 

 چه زجري مي کشد آنکس که انسان است

و  از احساس سرشار است

 

.............................

لحظات را گذرانديم كه به خوشبختي برسيم

 

 غافل از اينكه لحظات همان خوشبختي اند

 

...............................

حرفهايی است برای گفتن

كه اگر گوشی نبود نمیگوييم

و حرفهايی است برای نگفتن

حرفهايی كه هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند

حرفهای شگفت,زيبا و اهورايی همين هايند

و سرمايه ماورايی هركس به اندازه حرفهايی است كه براي نگفتن دارد

حرفهای بيتاب و طاقت فرسا

كه همچون زبانه های بيقرار آتشند

و كلماتش, هريك، انفجاری را به بند كشيده اند

كلماتی كه پاره های بودن آدم اند...

اينان هماره در جستجوی مخاطب خويشند

اگر يافتند، يافته می شوند...

...و

در صميم وجدان او آرام می گيرند

و اگر مخاطب خويش را نيافتند، نيستند

و اگر او را گم كردند، روح را از درون به آتش میكشند

و دمادم

حريق های دهشتناك عذاب بر او میافروزند...


دکتر علی شریعتی

 

.......................................

اگر دروغ  رنگ داشت هر روز شاید

ده ها رنگین کمان از دهان ما نطفه می بست

و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود

اگر عشق ارتفاع داشت

من زمین را زیر پای خود داشتم

و تو هیچ گاه عزم صعود نمی کردی

آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به تمسخر می گرفتی

اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد

اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم, همه وسعت دنیا یک خانه می شد

و تمام محتوای سفره سهم همه بود

 و هیچ کس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمی شد

اگر خواب حقیقت داشت

 همیشه با تو در آن ساحل سبز لبریز از نا باوری بودم

اگر همه سکه داشتند, دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند

و یکنفر کنار خیابان خواب گندم نمی دید

تا دیگری از سر جوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند

اگر مرگ نبود زندگی بی ارزشترین کالا بود, زیبایی نبود, خوبی هم شاید

اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟

کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟

چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبود

اگر کینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند

و من با دستانی که زخم خورده توست

گیسوان بلند تو را نوازش می کردم

و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه می داشتی و

ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان پر می کردیم

 

 ***********************************

 

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود

 

گاهی تمام حادثه از دست می رود

 

گاهی همان کسی که دم از عقل می زند

 

در راه هوشیاری خود مست می رود

 

گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست

 

وقتی که قلب خون شده بشکست، می رود

 

اول اگرچه با سخن از عشق آمده است

 

آخر، خلاف آنچه که گفته است می رود

 

وای از غرور تازه به دوران رسیده ای

 

وقتی میان طایفه ای پست میرود

 

هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ

 

بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود...


شنبه 20 ارديبهشت 1393
ادامه مطلب
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 73
کل نظرات کل نظرات : 15
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 20
باردید دیروز باردید دیروز : 4
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
بازدید هفته بازدید هفته : 27
بازدید ماه بازدید ماه : 57
بازدید سال بازدید سال : 664
بازدید کلی بازدید کلی : 5,875

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.234.228.78
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود