close
تبلیغات در اینترنت
جملات تکان دهنده

جستجو گر پیشرفته سایت



نویسنده : admin


 
 
 
 

بعضي حرفارو نميشه گفت بايد خورد
ولي بعضي حرفارو نه ميشه گفت نه ميشه خورد

ميمونه سردل ميشه دلتنگي 
ميشه بغض
ميشه سكوت
ميشه همون وقتايي كه خودتم نميدوني چه مرگته....

 
 
جمعه 31 مرداد 1393
ادامه مطلب
نویسنده : admin


ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺷﺒﯿﻪ ﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ؛
ﻋﻄﺮﻫﺎ ﻭ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ !
ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺑﺎ ﺑﻮﯾﯽ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ؛
ﮔﺮﻡ
ﺳﺮد
ﺷﯿﺮﯾﻦ
ﺗﻠﺦ !
ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﻄﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻓﺎﺻﻠﻪﺍﯼ ﻧﺴﺒﺘﺎً ﺩﻭﺭ ﮐﻪ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻮﯾﺶ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭﺗﺮ ﺍﺳﺖ
ﺭﺍﺳﺖ ﮔﻔﺘﻪﺍﻧﺪ !
ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﯼ ﻣﺎﻧﺪﻧﯽﺗﺮﻧﺪ !
ﮔﻮﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﻟﻄﻒ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺭﺍ ﮐﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ

‎ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺷﺒﯿﻪ ﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ؛
ﻋﻄﺮﻫﺎ ﻭ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ !
ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺑﺎ ﺑﻮﯾﯽ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ؛
ﮔﺮﻡ
ﺳﺮد
ﺷﯿﺮﯾﻦ
ﺗﻠﺦ !
ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﻄﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻓﺎﺻﻠﻪﺍﯼ ﻧﺴﺒﺘﺎً ﺩﻭﺭ ﮐﻪ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻮﯾﺶ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭﺗﺮ ﺍﺳﺖ
ﺭﺍﺳﺖ ﮔﻔﺘﻪﺍﻧﺪ !
ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﯼ ﻣﺎﻧﺪﻧﯽﺗﺮﻧﺪ !
ﮔﻮﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﻟﻄﻒ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺭﺍ ﮐﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ‎
 
چهارشنبه 21 خرداد 1393
ادامه مطلب
نویسنده : admin


گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند . من اکنون صاحب دشتي از قاصدکم اما ، چطور نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند
 

شنبه 20 ارديبهشت 1393
ادامه مطلب
نویسنده : admin


اگر عشق بورزید می گویند که سبک مغزید... 

اگر شاد باشید می گویند که ساده لوح وپیش پا افتاده اید.... 

اگر سخاوتمند و نوعدوست باشید می گویند که مشکوکید.

.. اگر گناهان دیگران را ببخشید می گویند ضعیف هستید... 

اگر اطمینان کنید می گویند که احمقید... 

اگر تلاش کنید که جمع این صفات را در خود گرد آورید٬

 مردم تردید نخواهند کرد که شیاد و حقه بازید. (لئو بو سکا لیا)

شنبه 20 ارديبهشت 1393
ادامه مطلب
نویسنده : admin


چه غم انگيز است

 عمري گداختن از غم نبودن كسي

 كه تا بود از غم نبودن تو مي گداخت

سه شنبه 29 بهمن 1392
ادامه مطلب
نویسنده : admin


 
 
باد مي وزد …
ميتواني در مقابلش هم ديوار بسازي ، هم آسياب بادي
تصميم با تو است .. . .
 
زيباترين حکمت دوستي ، به ياد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . . .
 
دوست داشتن بهترين شکل مالکيت
و مالکيت بدترين شکل دوست داشتن است . . .
 
خوب گوش کردن را ياد بگيريم …
گاه فرصتها بسيار آهسته در ميزنند . . .
 
اگر يک روز هيچ مشکلي سر راهم نبود ، ميفهمم که راه را اشتباه رفته ام .. . .
 
وقتي از شادي به هوا ميپري ، مواظب باش کسي زمين رو از زير پاهات نکشه . . .
 
مهم بودن خوبه ولي خوب بودن خيلي مهم تره . . .
 
فراموش نکن قطاري که ار ريل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد
ولي راه به جائي نخواهد برد . . .
 
اگر در کاري موفق شوي ، دوستان دروغين و دشمنان واقعي
بدست خواهي آورد . . .
 
قلب شکستن هنر انسان هاست ، گر شکستي قلبي
فردا ميشکند دگري قلب تو را   . . .
 
زندگي کتابي است پر ماجرا ، هيچگاه آن را به خاطر يک ورقش دور نينداز . . .
 
مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دريا بي قرارت باشند . . .
 
.
جائي در پشت ذهنت به خاطر بسپار ، که اثر انگشت خداوند بر همه چيز هست . . .
 
يک دوست وفادار تجسم حقيقي از جنس آسماني هاست
که اگر پيدا کردي قدرش را بدان . . .
 
هميشه خواستني ها داشتني نيست ، هميشه داشتني ها خواستني نيست . . .
بيا لبخند بزنيم بدون انتظار هيچ پاسخي از دنيا . . .
 
 
به کم نور ترين ستاره ها قانع باش ، چراکه چشم همه به سوي پر نور ترين ستاره هاست . . .
 
فکر کردن به گذشته ، مانند دويدن به دنبال باد است . . .
 
کسي که به فکر درست کردن آينده خودش نيست ، نميتونه آينده کسي باشه . . .
 
آدمي ساخته افکار خويش است ، فردا همان خواهد شد که آنروز به آن مي انديشد . . .
 
امروز را براي ابراز احساس به عزيزانت غنمينت بشمار
شايد فردا احساس باشد اما عزيزي نباشد . . .
 
 
اگر صخره و سنگ در مسير رودخانه زندگي نباشد
صداي آب هرگز زيبا نخواهد شد . . .
 
کسي را که اميدوار است هيچگاه نا اميد نکن ، شايد اميد تنها دارائي او باشد
 
شاد بودن تنها انتقامي است که ميتوان از دنيا گرفت ، پس هميشه شاد باش . . .
 
توي دنيا دو نفر باش يکي واسه خودت و يکي براي ديگري
واسه خودت زندگي کن و براي ديگري زندگي باش . . .
 
هيچ گاه از دوست داشتن انصراف نده ، حتي اگه بهت دروغ گفت
بازم بهش فرصت جبران را بده . . .
 
هميشه يادمان باشد که زندگي پيمودن راهي براي رسيدن به خداست
و قدم هايمان بايد طوري باشد که حتي دانه کشي زير پايمان له نشود . . .
 
 
زندگي همچون بادکنکي است در دستان کودکي
که هميشه ترس از ترکيدن آن لذت داشتن آن را از بين ميبرد . . .
برنده ميگويد مشکل است اما ممکن
بازنده ميگويد ممکن است اما مشکل
براي آنان که مفهوم پرواز را نميفهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري کوچکتر ميشوی ...
 
برنده ميگويد مشکل است اما ممکن
بازنده ميگويد ممکن است اما مشکل . . .
 
یکشنبه 27 بهمن 1392
ادامه مطلب
نویسنده : admin


 

چه سخت است توانستن در ندانستن !

 

رهایی برای آنکه آشیانی ندارد،

 

آزادی برای آنکه نمیداند چگونه باشد کشنده است!

 

اختیار مطلق برای کسی که نمی داند چه اختیار کند شکنجه آور است

********************************************۸۸

هرچه هست برای مصلحتی است،هرکه هست به خاطر منفعتی است.

هیچ چیز به "خودش" نمی ارزد،هیچ کس به خودش چیزی نیست،

همه چیزرا وهمه کس را برای سودی وفایده ای گذاشته اند و ...

هبوط در کویرص95

*******************************************

رنجم نه دیگر تنهایی که جدایی است

واضطرابم نه زاده ی بی کس که بی اویی

 دلی که از بی کسی غمگین است هر کسی را می تواند تحمل کند

هیچ کس بد نیست

ولی دلی که در بی اویی مانده است برق هر نگاهی جانش را می خراشد

هر چهره ای ،نگاهی،طرح اندامی،طنینی،رنگی

در نگاهای او فریاد میکشد که او نیست.

 

 

******************************************

 

حرفهائی است برای نگفتن وارزش عمیق هر کسی به اندازه ی همان حرفهائی است که برای نگفتن دارد.

 *********************************************

ولی دلی که در بی اویی مانده است برق هر نگاهی جانش را می خراشد

هر چهره ای ،نگاهی،طرح اندامی،طنینی،رنگی

در نگاهای او فریاد میکشد که او نیست.

*********************************************

 


پنجشنبه 24 بهمن 1392
ادامه مطلب
نویسنده : admin


به كسي عشق بورز كه لايق عشق باشه ، نه

 

كسي كه تشنه ي عشقه

چون كسي كه نشته است يه روزي سيراب ميشه

 

عميق ترين درد زندگي مردن نيست
بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست
بلکه به دست فراموشي سپردن قشنگ ترين احساس
زندگي است.
بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است که مجبوري آخرش را با جدايي به سرانجام برساني

 

تنها به اعمال اعتماد كن .

زندگي در بستر وقايع اتفاق مي افتد نه كلمات
  

 

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت،من و مایی نکنیم یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم !

 يک آواز ميتواند لحظه اي را برانگيزد
يک گل ميتواند رويايي را بيدار کند
يک درخت ميتواند آغازگر جنگلي باشد
يک پرنده ميتواند پيام آور بهار باشد
يک لبخند آغازگر دوستي است
يک دست گرفتن ترفيع دهنده ي روح است
يک ستاره ميتواند کشتي را در دريا هدايت کند
يک کلمه ميتواند هدفي را شکل دهد
يک قدم ميبايستي شروع کننده ي يک سفر باشد
يک روح هامان را به اوج ميرساند
يک تبسم بر نو ميدي غلبه ميکند
يک پرتو آفتاب اتاقي را روشن ميند
يک شمع ظلمت را تباه ميسازد
يک قلب ميتواند حقيقت را بشناسد
يک زندگي ميتواند تفاوت را به وجود آورد

 

خاطراتم را...
ميان دلم سيو ( save ) ميكنم...
فولدري به نام ياد...
جايي كه هيچ تغيير و نصب جديدي پاكش نكند...
مادربزرگم گفته بود... هر چيزي شايد روزي به دردي بخورد...
و خاطرات من هم ... شايد!!!
من علاقه اي به باز يافت ندارم...

 عمريست كه در كوچه دل رهگذريم
از پيچ و خم كوچه دل بي خبريم 
شايد ز دم پير خرابات دمي
بر پيچ و خم كوچه دل پي ببريم

 

زندگي از سه جزء تشكيل شده است:

آنچه بوده ، آنچه هست و آنچه خواهد بود.

 

 همه مي پرسند: 

چيست در زمزمه مبهم آب؟ 

چيست در همهمه دلکش برگ؟ 

چيست در بازي آن ابر سپيد، روي اين آبي آرام بلند 

که ترا مي برد اين گونه به ژرفاي خيال؟ 

چيست در خلوت خاموش کبوترها؟ 

چيست در کوشش بي حاصل موج؟


 آنکه می خواهد روزی پریدن بیاموزد....

 

    نخست باید

  ایستادن

      راه رفتن

               و بالا رفتن بیاموزد

                     پرواز را با پرواز

                                      آغاز نمی کنند

 

پنجشنبه 24 بهمن 1392
ادامه مطلب


 

 

شریعتی: آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند. از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند. از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی، میدوشندت! از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند! از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند!، اما آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند.

هر کس به چیزی تبدیل می شود که بدان عشق می ورزد.اگر سنگی را دوست داشته باشد سنگ می شود.اگر هدفی را دوست بدارد ،به آن هدف تبدیل می شود.اگر به فردی عشق ورزد آن فرد می شود. و اگر به خدا عشق بورزد خدایی می شود

از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شك دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند...! «دکتر شریعتی»

راست می گفت آن نویسنده آشنای من که من چشمهایم همیشه نیمه باز است و می خواهم بگویم که هیچ چیز و کس در این دنیا وجود ندارد که دیدنش به باز کردن تمام چشم بیرزد !

اگر......
 اگر دروغ رنگ داشت هر روزشاید ده ها رنگین کمان از دهان ما نطفه می بست

و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود


اگر عشق ارتفاع داشت من زمین را زیر پای خود داشتم و تو هیچ گاه عزم صعود نمی کردی
آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به تمسخر می گرفتی


اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد

اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم, همه وسعت دنیا یک خانه می شد
و تمام محتوای سفره سهم همه بود
و هیچ کس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمی شد

اگر خواب حقیقت داشت، همیشه با تو در آن ساحل سبز لبریز از نا باوری بودم


اگر همه سکه داشتند, دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند 
و یکنفر کنار خیابان خواب گندم نمی دید
تا دیگری از سر جوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند

اگر مرگ نبود زندگی بی ارزشترین کالا بود, زیبایی نبود, خوبی هم شاید


اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟
کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟ 
چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبود


اگر کینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند
و من با دستانی که زخم خورده توست
گیسوان بلند تو را نوازش می کردم
و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه می داشتی و 
ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان پر می کردیم

*****************************************************۸

 

خدایا کفر نمی گویم
پریشانم خدایا کفر نمی گویم
پریشانم
چه می خواهی تو ازجانم
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
خداواندا
اگر روزی زعرش خود به زیر ایی
لباس فقر بپوشی
غرورت رابرای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می گویی
نمی گوی
خداوندا
اگر در روز گرما خبر تابستان
تنت بر سایه ی دیوار بگشایی
لبت برکاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف تر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکه ای این سو آن سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می گویی
نمی گویی
خداوندا
اگر روزی بشر گردی
زحال بندگانت با خبر کردی
پشیمان می شوی از قصه خلقت ، از این بودن از این بدعت
خداوندا تو مسئولی
خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است

*************************************************

 

دکتر شریعتی: نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد-نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت-ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد-گلویم سوتکی باشد به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش-و او یک ریز و پی در پی دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد-و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد-بدین سان بشکند دائم-سکوت مرگبارم را---

پنجشنبه 24 بهمن 1392
ادامه مطلب
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 73
کل نظرات کل نظرات : 15
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 47
باردید دیروز باردید دیروز : 2
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
بازدید هفته بازدید هفته : 47
بازدید ماه بازدید ماه : 107
بازدید سال بازدید سال : 756
بازدید کلی بازدید کلی : 6,075

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.198.164.83
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود